۲۹ آوریل ۲۰۰۹

جغرافییایِ اخلاقی


نگارش: 1769

چند وقت پیش که نمیدونم چند وقت پیش بود در مهمانی ای ماهانه یمان بودم که بحث به اخلاقیات رسید و یادم اومد خودم یه خط خطی در همین مورد تو وبلاگم گذاشتم. ساکت نشستم و گوش کردم. آقایی که سنش از بابای من هم بیشتر بود گفت:"حالا که اخلاقیات در جامعه غرب از بین رفته ما باید جوری باشیم که دوباره اخلاقیات رو زنده کنیم..."
اما این تئوری از بیخ مشکل داشت. چون به نظرم در حال حاظر اخلاقیات بیشتر در غرب پیدا میشه تا اینجا! اون جایی که اگرهم خیانت یا خلاف اخلاقیاتی رُخ بده، شهامت و شجاعت اعتراف کردنش هم وجود داره. نه اینجا که واعظ جمع جلوی من دم از خدا و پیغمبر می زنه و در خفا آن کار دگر می کند. این نیز بماند...
مهمانی بالاخره تمام شد و یکی از دوستان حرفِ جالبی به من زد . گفت: "معمولا خدا اون جایی راهنما می فرسته که مردمش گمراه شده باشند... اگه ما با اخلاق بودیم که پیامبر تو مملکت ما ظهور نمی کرد!"
درست یا اشتباه این باشه با شما. اما نظر من هم تقریبا همینه:
زمانی قلمرو علم و اخلاق شرق بود؛ زمانی اخلاق نزد شرق وعلم در غرب بود؛ اما الآن؟ هر دو متعلق به غربه!

0 نظرات:

ارسال يک نظر